صلح درون در مسیر رسیدن به توسعه فردی

اکهارت تول نویسنده ی پرفروش ترین کتاب نیویورک تایمز به نام “نیروی حال” و پس از آن کتاب بسیار تحسین شده ی “زمینی نو” است. این دو کتاب از برترین کتاب های معنوی و تاثیرگذار در زمینه توسعه فردی به حساب می آیند. تلاش های او در این دو کتاب به مردم کمک می کند با توسعه ی آگاهی درونی، حضور داشتن در زمان حال و متعالی کردن هوشیاری مبتنی بر ایگو ، بهره وری بیشتری پیدا کنند. او به نیاز انسان به زندگی کردن در لحظه ی حال اشاره می کند. طرفداران او از جمله بسیاری از افراد مشهور و چهره های شاخص از قبیل اپرا وینفری از پیام او به عنوان “آموزش معنوی ضروری” یاد می کنند.

شاید یکی از دلایل تاثیرگذاری زیاد اکهارت تول روی زندگی میلیون ها نفر در سراسر جهان این باشد که آموزش او در توسعه فردی بسیار پایه ای و کاربردی است. او بیان می کند چگونه بسیاری از ما زندگی روزمره را تجربه می کنیم، چه اتفاقاتی درون ما می افتد که باعث کشمکش درونی و ناراحتی ما می شود؛ او توصیه ای ساده ولی قدرتمند و موثر ارائه می دهد که به راحتی می توانیم آن را در رسیدن به توسعه فردی به کار ببندیم. او به نحوی سخن می گوید که افراد زیادی می توانند با آن ارتباط برقرار کنند و صحبت هایش را بفهمند و تایید کنند.

من به عنوان یک کوچ کسب و کار غالبا به مسائل از دریچه کاری و اینکه چگونه می توانم به مردم برای رسیدن به موفقیت کمک کنم نگاه می کنم. در این مورد می خواهم نگاهی به برخی از پیام های تول بیاندازم که چگونه می توان آنها را در مسیر کاری به کار بست. آگاه بودن شما به مسیر درگیر شدن ذهنتان با برخی از این تفکرات می تواند کمک کننده باشد.

از خودتان بپرسید “در همین لحظه چه مشکلی دارم؟”

زمانی که احساس می کنید به وسیله ی یک مشکل از پا در می آیید؛ تول به شما پیشنهاد می کند از خودتان این سوال را بپرسید. زمانی این سوال را می پرسیم، خنده دار است که ناگهان می بینیم حتی یک مشکل هم پیدا نمی کنیم. او می گوید ” در لحظه ی حال، یک مشکل نمی تواند باقی بماند”. “یک مشکل به صورت یک فکر در ذهن شما وجود دارد. برای داشتن مشکلات شما باید به آنها فکر کنید و سپس عموما به چیزی فکر می کنید که ممکن است در آینده رخ دهد.” من مطمئنم شما غالبا مشاهده کرده اید که چیزهایی که فکر می کردید در آینده ممکن است رخ دهد، رخ نداده است. بنابراین اگر ما در مسیر توسعه فردی فقط در لحظه ی حال باقی بمانیم، می توانیم خودمان را از شرّ تمام این افکار استرس زا در امان نگه داریم.  اگر چیزی واقعا اتفاق بیافتد، او می گوید این یک مشکل نخواهد بود بلکه یک چالش است که ما می توانیم در لحظه ای که رخ داده به آن پاسخ دهیم. او از مثال حمله ی یک حیوان به شما استفاده می کند. در آن لحظه آن یک مشکل نیست – زمانی برای فکر کردن به آن ندارید – این یک چالش است که نیاز به اقدام به موقع دارد.

این یک راه عالی برای نگاه کردن به مسائلی است که شما می توانید در روز کاری خود و در مسیر توسعه فردی داشته باشید. غالبا چه مقداری از روز ما صرف استرس داشتن و فکر کردن در مورد مشکلات – مثلا تمام چیزهایی که می توانند با رئیس، کارکنان، همکاران و غیره  به وقوع بپیوندند – می شود؟ ما می توانیم انرژی بسیاری را برای خودمان ذخیره کنیم و با ماندن در اینجا و زمان حال کارها را برای خودمان آسان کنیم.

در رسیدن به توسعه فردی ایده آل، خواستن مداوم خسته کننده است

به نظر می رسد که ما در حرفه ی خود همیشه برای رسیدن به جایی، حل مشکلاتمان و “موفق” بودن تلاش می کنیم. ولی تول نشان می دهد زمانی که شما در نهایت به چیزی که احساس می کردید به شدت خواهانش هستید می رسید، به خاطر آنکه بالاخره به آنچه می خواستید رسیده اید خوشحال نیستید. در عوض، شما خوشحال هستید چون در آن لحظه دیگر چیزی نمی خواهید و ذهنتان لحظه ای از خواستن متداوم فراغت یافته است. او می گوید “خواستن مداوم خسته کننده است.”

این به این معنا نیست که ما نمی توانیم در جهت خلق آنچه دوست داریم در زندگیمان تلاش کنیم، بلکه زمانی که روی چگونگی رسیدن به چیز بعدی که می خواهیم می شویم مثل یک ترفیع، شغل جدید، به دست آوردن مشتری خوب تمرکز می کنیم ، از زندگی و شاد بودن در زمان حال باز داشته می شویم. باید نگاهمان به زمان حال هم باشد. زمان حال حقیقتا همه ی آن چیزی است که داریم. معمولا پایانی برای چیزهایی که می خواهیم وجود ندارد – همیشه چیزی بعد آن وجود دارد – بنابراین اگر ما در چیزی که اکنون انجام می دهیم زندگی نمی کنیم و لذت را در آن پیدا نمی کنیم، خوشحالی ما همیشه به تعویق می افتد. صلح و شادی زیادی وجود دارد که ما می توانیم با زندگی کردن در لحظه ی حال به آن دست پیدا کنیم.

 

در توسعه فردی ، چالش ها را به عنوان بخشی از زندگی بپذیریم

شبیه بازی موش و چکش (یک بازی دستگاهی است که در آن پنج سوراخ وجود دارد، زمانی که موش پلاستیکی از یکی از این سوراخ ها بیرون می جهد باید با چکشی که در دست ماست روی سرش بکوبیم) ما می توانیم زندگی خود را صرف حل کردن تمام مشکلاتمان کنیم؛ به محض اینکه دست روی یکی می گذاریم دیگری سربرمی آورد و ما به بازی ادامه می دهیم با این اعتقاد ناخودآگاه که پایانی وجود دارد و ما می توانیم به مکانی جادویی برویم که در آن چالش دیگری سربرنمی آورد. تول می گوید “مردم فکر می کنند چالش ها قرار نیست اتفاق بیافتند، آنها بر سر این موضوع بحث می کنند که چیزی که دارد اتقاق می افتد نباید اتفاق می افتاد.” آنها ترجیح می دهند جای دیگری باشند یا شرایط متفاوتی داشته باشند.” این یک رویکرد بسیار استرس زا برای زندگی است.

چند بار پیش آمده زمانی که سعی می کردیم موقعیت کاری خود را مدیریت کنیم احساس کردیم به چالش کشیده شده ایم و فکر کرده ایم “این نباید اتفاق می افتاد” یا اینکه ما باید جای دیگری بودیم مثلا “جلوتر” یا بیشتر “موفق” می بودیم و یا اینکه ما در حال انجام کار “درست” برای رسیدن به “آن جایگاه” نیستیم؟ این می تواند منجر به این احساس زمینه ای مداوم شود که ما  اشتباه می کنیم و اگر ما این را – زندگی کردن – را “درست” انجام دهیم دیگر چالشی وجود نخواهد داشت.

از آنجایی که به این موضوع اشاره کردم اطمینان دارم شما می توانید ببینید که چقدر این رویکرد غیرمنطقی است. چالش ها یک بخشی از زندگی هستند. و حتی زمانی که ما در رسیدن به جایگاهی که می خواهیم به آن برسیم موفق شویم باز هم چالش های بیشتری وجود خواهد داشت.

تول توصیه می کند که در مسیر توسعه فردی یاد بگیریم این موضوع را ببینیم و بپذیریم. زمانی که یاد بگیریم، می توانیم احساس استرس همیشگی ناشی از اعتقاد به این مساله را که این اتفاق نباید می افتاد، متوقف کنیم و با تمرکز بر روی زندگی در لحظه ی حال می توانیم در آشفتگی ها و چالش ها آرامش خود را حفظ کنیم و به محض پدیدار شدنشان به آنها پاسخ دهیم. مادامی که مسیر زندگی کاریتان را جلو می برید و ناگزیر با چالش ها مواجه می شوید، به خودتان یادآوری کنید که چالش ها طبیعی هستند و بخشی مسیر شما هستند.

 

دیدگاهتان را بنویسید

به کمک نیاز دارم