کوچینگ

گوش شنوا زیربنای تعاملی موثر در کوچینگ

در روزگاری که همه غرق در گرفتاری های خودمان و یا جذابیت های دنیای مجازی هستیم؛ پیدا کردن یک جفت گوش در دنیای واقعی برای شنیده شدن شانس بزرگی محسوب می شود. نیاز به شنیده شدن از ابتدای خلقت انسان، همراه او بوده است و یکی از دلایل تمایل انسان به زندگی اجتماعی و فرار از تنهایی همین نیاز اساسی بوده است.

ولی آیا هر گوشی شایستگی شنیدن حرف های ما را دارد؟

شاید بعد از ارتباط چشمی، اولین راه برقراری ارتباط در جوامع متمدن بشری گفت و شنود بوده است. داده ای می دهی آن داده دریافت می شود و پاسخی دریافت می کنی. اگر بخواهیم این ارتباط به درستی برقرار شود مهم است که داده را درست و کامل منتقل کنیم و آن داده نیز به درستی دریافت شود. اینجا به اهمیت دریافت داده ها می پردازیم؛ این که گوش شنوا چیست و فعالانه گوش دادن چگونه می تواند باعث ایجاد ارتباطی قوی در فرایند کوچینگ بین کوچ و مراجع شود.

چرا دریافت درست داده انقدر مهم است؟

روزانه با افراد مختلف یا با آدم هایی مشخص ولی در حالت های مختف روحی، سروکار داریم که این تفاوت ها باعث پیچیدگی برقراری ارتباط موثر می شود. گاهی تصور می شود فرد پیامش را به صورت شفاف و در قالب واژگان به شما می رساند و نیازی نیست که اقدام دیگری برای دریافت داده انجام دهید؛ ولی در همان لحظه فرای واژگان لازم است برای فهم عمیق پیام به احساسات نهفته در پشت آنها و یا حتی احساسات نهفته در پشت لحظاتی که سکوت حکمفرماست توجه کنید. گاهی آهنگ صدا، لحن، نوع نگاه و زبان بدن فرد چیزی فراتر و یا حتی متفاوت از کلماتی که از دهان او خارج می شود را بیان می کند. اگر به ترکیب همه ی آنها در کنار هم توجه نکنیم پیام را درست دریافت نمی کنیم و در نتیجه پاسخ درستی نخواهیم داد. اینگونه است که در برقراری ارتباط و درک متقابل با شکست مواجه می شویم و روز به روز بیشتر از یکدیگر فاصله می گیریم. بی شک اولین گام در ایجاد اعتماد، برقراری تعاملی درست بر پایه ی درک متقابل است؛ پس باید پیام به درستی دریافت شود.

چگونه می توانیم فعالانه گوش دهیم و به عبارتی گوش شنوا داشته باشیم؟

یکی از اصلی ترین ویژگی هایی که باید در خود تقویت کنیم صبر است. صبر باعث می شود زود قضاوت نکنیم؛ کلمات را جلوتر از آنکه از دهان فرد خارج شود پیش بینی نکنیم. پیش از پایان صحبت های فرد جواب را در ذهنمان آماده نکنیم. یادمان باشد ما گوش می دهیم که پیام را دریافت کنیم و در پی آن فرد متقابل را درک کنیم نه اینکه خود و طرز تفکرمان را به اثبات برسانیم. این یک ارتباط دو طرفه است. تقویت صبر به نوعی گام اول در تربیت گوش شنوا است. اما تنها داشتن صبر کافی نیست. چون تنها واژگان نیستند که باید درک شوند؛ بلکه مهم تر از آن ترکیب واژگان با احساسات، نوع بیان و زبان بدن فرد است که انتقال دهنده ی اصلی پیام هستند و باید درک شوند. باید دقیق باشیم و به جزئیات توجه کنیم و علاوه بر گوش از قلب خود برای شنیدن استفاده کنیم. گام دیگری که به نوعی تکمیل کننده ی این فرایند است نمایش اشتیاق شنیدن در نگاه فرد مقابل است. نباید این احساس را منتقل کنیم که از شنیدن صحبت ها خسته شده ایم و گهگاهی باید با گفتن کلمات یا جملات کوتاه در خلال گفتگو و یا حتی با نوع نگاه خود این اشتیاق را به فرد نشان دهیم که او هم بتواند آزادانه به صحبت های خود ادامه دهد. در نهایت نیازی نیست که حتما پاسخی دهیم گاهی فرد تنها انتظار دارد که به درستی شنیده شود و انتظار شنیدن پاسخ را از ما ندارد. باید به فراخور حال او در این مرحله سنجیده اقدام کنیم.

چرا گوش شنوا زیربنای تعاملی موثر در کوچینگ است؟

در فرایند کوچینگ کوچ قرار است چراغی را روشن کند که مراجع بتواند مسیرهای پیش روی خود را ببیند و آگاهانه در آنها قدم بگذارد؛ ولی تا زمانی که او نداند چه در سر مراجع می گذرد یا به نوعی چالش مراجع چیست نمی تواند چراغ راه شود. کوچ باید به او اجازه دهد تا هر آنچه احساس می کند را با کلمات و با راه های دیگر بیان کند و خود شنونده ی فعال این پیام ها باشد. باید با این کار هم حس اعتماد را منتقل کند و هم بزنگاه ها بشناسد و بتواند با بازخوردی به موقع مراجع را وادار به فکر کردن و رسیدن به آگاهی کند. کوچ تا زمانی که به درستی گوش ندهد نمی تواند گام نخستین برای شناخت ذهن مراجع را بردارد و در ادامه نمی تواند با بازخوردهای به موقع و سایر ابزار کوچینگ به او در رسیدن به آگاهی و در نهایت گام گذاشتن در مسیر اقدام و عمل کمک کند.

 

مقالات دیگر ما در حوزه کوچینگ (Coaching):

دیدگاهتان را بنویسید